جفنگستان

چقد خوبه که من تورو دارم.وقتی با توام خیلی خوشحالم.وقتی با توام روزا وزمان خیلی زود میگذره..چقد به هم نزدیک شدیم دیگه همیشه باهمیم.

امشب به اندازه ی تمام این یک سال وسه ماه وبیست ویک روز بهت احتیاج داشتم که پیشم بمونی.گفتم امانموندی.واسه خودت دلیلی داشتی که ازنظر خودت قانع کننده است.اما پس من چی؟دلم به اندازه خدا گرفته ،هیچ کس نیست بغلم کنه نازم کنه،پیشونی مو ببوسه،ازترس اینکه کسی صدای گریه هامو بشنوه دارم خفه گریه میکنم،دلم واسه بغل خداتنگ شده.خداچرامنوبغل نمیکنی؟؟مینوخانوم بغلت تو رو میخواد خدا...
حک شده در ۱۳٩٠/۸/۱۱ساعت ۱۱:٥٧ ‎ب.ظ به دستان امینه جــفنگـی () |